درختان در دفینه یابی (گلابی وحشی، درخت عرعر، بلوط، چنگال، سرو، گردو، توت و …)

http://s9.picofile.com/file/8303456542/agac.jpg

استفاده از درختها برای پیدا کردن دفینه آداب و قواعد خاص خود را دارد. درختانی با عمر طولانی به عنوان نقاط ثابت علامت گذاری انتخاب می شوند.
سرو دو شاخه(چنگالی): مهمترین خصوصیت درخت سرو دو شاخه بودن آن است. درخت سروی که حداقل سه نفر با دست به دست دادن بتوانند آن را در آغوش بگیرند، به طور متوسط 250 – 200 ساله خواهد بود. در اثنا یا قبل و بعد از جنگ آزادی این درخت به عنوان نقطه ثابت در نظر گرفته می شده است. اگر شکل یک درخت سرو با این مشخصات پیدا کردید، درست در زیر قسمت دو راهی درخت دنبال شکافی بگردید که سالها پیش ایجاد شده است. شکاف مورد نظر امروزه باید در حد و انداز ه های یک بشقاب بوده باشد.
اگر از پشت علامت چشم و دقیقا از نقطه زیر دو راهی به طرف مقابل نگاه کنید، معمولا در فاصله 7 و یا 70 قدمی دنبال یک امارت بگردید. زیر دو راهی درخت به معنی حرف ( V) می باشد، حرف V در الفبای عربی معادل عدد 7 می باشد. در این شرایط یکی از دو نقطه به عنوان محل دفینه مشخص می شود. با استفاده از دستگاه های پیشرفته این منطقه را جستجو و محل گنج را مشخص کنید.

درخت گلابی وحشی، درخت عرعر، درخت بلوط و درخت کاج: اینها از نوع درختان با عمر طولانی هستند که معمولا در اراضی و مناطق باز و به طور نادر در حیات خان ههای روستایی وجود دارند. از آنجا که درخت گلابی وحشی و درخت عرعر به صورت وحشی در بیشه زارها می رویند، احتمال دارد که گنجین ههای راهزنان و نیز پول ثروتمندان روستایی در زیر چنین درخت هایی پنهان شده باشد. تا زمانی که خلافش ثابت نشده باشد، اگر دو عدد درخت وجود داشته باشد بین آنها و در صورتی که سه درخت بوده باشد، در زیر درخت بزرگ و یا درخت کوچک می باشد. اگر در نزدیکی درخت ها رودخانه وجود داشته باشد، بین نزدیکترین درخت و رودخانه، اگر بر جهت جاری شدن آب منطبق نباشد، فاصله بین چشمه و درخت با قدم اندازه گیری شده، سپس در سمت مقابل به همان اندازه پیش بروید طوری که چشمه در وسط این فاصله قرار بگیرد. نقط های را که بدینگونه بدست آمده بررسی کنید. در مواردی که درخت ها دو تایی باشند، در قسمت جلو یا عقب نقطه سوم را اندازه گیری کرده و برای پیدا کردن محل گنجینه سه ضلعی درست می شود. درخت اصلی و مادر این دو درخت بعضا سالخورده، سوزانده و یا بریده شده باشد. درختی را که از جوانه آن می تواند روییده باشد، بررسی کنید.
درخت توت: معمولا در میان خانه ها یافت می شود. بین درخت توت و نقاط مهم موجود در خانه ارتباط مستقیم وجود دارد. برای مثال فرد مخفی کننده گنج همیشه می خواسته گنج دفن شده را تحت نظر داشته باشد. برای همین امر پنجره محل اقامت و یا خواب وی مشخص می شود. جایی کمی پایی نتر از درخت بهترین جا برای دفن و مواظبت از امانتی می باشد. این نقطه معمولا با شروع از در و به سمت در ورودی خانه معمولا 1/3 یا 7 قدم می باشد.
درخت گردو: معمولا درخت گردو، درخت باغ ها و محل های نزدیک مناطق مسکونی است. جهت و فاصله نقطه ای که با توجه نقطه درخت معین شده، قابل تشخیص نیست. لکن با توجه حروف ابجد که در فرهنگ ایرانی عنصری غیرقابل اجتناب به شمار می آمد، عدد 3 بدست می آید ( 3= ج). آنچه مشخص خواهد شد، قرار گرفتن دفینه در سه قدمی درخت بوده، لازم است اطراف آن به دقت مورد بررسی قرار گیرد. (درخت درخت سایه داری است و امانت در زیر سایه حفاظت می شود)./علی عزیزیان

نان سنگی در دفینه یابی

ماده بسیار جالب توجهی است که در حفاری های قبرها و یا مکان مقدس و مخصوص عبادت در ایران با آن مواجه می شویم. رنگش ترکیب رنگهای سیاه و سبز بوده، عینا در شکل نان فرانسوی می باشد. با استفاده از لعاب ساروج در یک قالب مخصوص قسمت زیر آن دقیقا مثل نان درآورده شده، قسمت روی آن نیز بسیار عالی کار شده است. بعد از بیرون آمدن از قالب کاملا مثل قرص نان تداعی می کند در این شرایط مشاهده شده است که افراد غیرواقف بر موضو ع، از آن به عنوان یک نقشه و یا راهنمای محل پول تعبیر کرده اند. لکن چیزی که در اینجا باید گفت آن است که اینگونه سنگ هایی به دور از هرگونه سفسطه، بنا بر اعتقادات مسیحی مبنی بر خلقت حضرت عیسی از سنگ، در کنار قبور دفن می شده است. هدف از این کار وجود یک سنگ نماد حضرت عیسی در کنار فرد مرده تا روز قیامت به عنوان دوستی مثل شخص حضرت عیسی بوده است. به همین صورت سنگ در هر دوره ای سمبل نان بوده است. بر طبق نقشه های انجیل متنی، شیطان از حضرت عیسی خداست تا نان را به سنگ تبدیل کند. از این اعتقاد است که سنگهای دفن شده به عنوان نماد برکت نیز تصور می شدند. چنین سنگهایی با اهداف گنج یابی همخوانی ندارند. احتمالا سمبل حضرت عیسی و یا نماد خیر و برکت بوده اند.

آبشارها در دفینه یابی

https://media-cdn.tripadvisor.com/media/photo-s/0d/27/40/32/karacay-selalesi.jpg

آبشار یکی از عناصری است که در حرفه گنج یابی از اهمیت بسزایی برخوردار است. انسان ها از زمانهای بسیار دور بدین سو، برای مصرف دایمی خود آب و برای حفاظت از خودشان نیز ساختار طبیعی استراتژیک را در صدر کارهایشان قرار می دادند.
آبشارها و مناطق اطرافش برای مخفی کردن دفينه نقاطی ایده آل محسوب می شدند، زیرا علاوه بر آنکه یک محل مسکونی دایمی بوده، در عین حال همیشه زیر نظر فرد مخفی کننده نیز بوده است. مناطق آبشار جایی است که هر کسی نمی تواند برای مدت طولانی اقامت کند، در عوض مناطق اطرافش محل اقامت خوبی است. نهایت اینکه مناطق دارای آبشار به خاطر جو سرسبز و جنگلی محلی مساعد برای اختفاء بوده است. در ادامه تمام آنچه گفته شد، اگر تفکر تقدس آب را که در قالب یک فرهنگ از زمانهای دور به زمان ما منتقل شده، اضافه نماییم، بهتر متوجه خواهیم شد که چرا در دوره های نزدیک تا این حد با آب سر و کار داشته اند. معمولا اموال مخفی شده در بیرون آبشار قرار داده میشوند. علیرغم اینکه افراد زیادی ادعا می کنند که اموال مخفی در پشت آبشار یعنی عقب جایی که آب جریان دارد می باشد، این امر به شدت غيرمنطقی است. زیرا این نقطه همان جایی است که به ذهن هر جستجوکننده می رسد. در مقابل، اگر در کنار آبشار غارها و یا پناهگاه هایی وجود داشته باشند، برای جستجو در آن اهمیت زیادی باید داد.
بر اساس تجرب ههای ما، نقاطی که در اطراف آبشار به مسافت 150 – 30 قدم به چشم می خورد بیشتر ترجیح داده می شده اند. خصوصا اگر محموله دفن شده باشد، باید در اطراف به دنبال رد، علامت و نشان های بگردید. اگر هم به صورت محموله ای بر روی صخره دفن شده باشد، باید محلی که امکان اختفای محموله در آن وجود دارد به طور حتم تصویرسازی شده است. در چنین مکان هایی علامت گذاری سمبل ماهی اهمیت زیادی دارد. همچنانکه معلوم است ماهی در عین حالی که تمثیل کننده حضرت عیسی است، اولین سمبلی است که در ارتباط با آب ترسیم می شود. لکن منطقی نیست که به محض مشاهده آب فکر کنیم که امانتی در آب و یا جایی نزدیک آب است. ماهی ترسیم شده و نشانه های مکمل اطراف آن باید به طور صحیحی مورد بررسی قرار گیرد.
در اینجا سمبلی را که در 100 – 80 متری یک آبشار و در دامنه کوهي ترسیم شده است را شرح می دهیم، متاسفانه در حال حاضر عکسی از این شکل در دستمان نبود.
در این شکل با استفاده از چهار علامت مار از همان تعداد مزار بحث شده است. این مزارها همگی برای یک خانواده درست شده بودند یکی از این مزارها در خلاف جهت بقیه است و علامت ماری هم که همین وضعیت را داشت دقیقا سمبل آن مزار بود، علامت مار که در خلاف جهت بقیه است به همین جا اکتفا نکرده، در عین حال بر تومولوس )تل خاکی( بودن این مزار نیز اشاره دارد. این مطلب را از خمیدگی بدن مار مورد نظر متوجه می شویم.
توجه: اگر چنین خمیدگی هایی به سمت پایین باشند، نشانه وجود یک تل خاكي و در صورتی که رو به سمت بالا بوده باشد، دلیل بر وجود یک غار مخفی یا ورودی یک تونل است./ علی عزیزیان

دانلود رایگان کتاب چشم طلایی با لینک مستقیم


http://s9.picofile.com/file/8324195668/golden_eye.jpg

دانلود رایگان نسخه اصلی و مادر کتاب چشم طلایی اولین کتاب آثار و علایم دفینه با بهترین کیفیت/ علی عزیزیان

Dwonload دانلود

لینک دوم

Dwonload دانلود

 

مثلث سه نقطه

http://s9.picofile.com/file/8302992942/mosal951.JPG

مثلث ها به احتمال قوی علامت خدا، جبرییل و حضرت عیسی است و عبارت از امانتی است که محافظت آن بر عهده این سه موجود می باشد. این امانت هم چنانکه می تواند یک گنج مخفی بوده باشد، می تواند حاکی از وجود یک قبر نیز باشد. برخلافت تصور ما، مثلث نشانه سه امانت نیست، علامتی از سه قبر است. اگر علامت مثلث بر روی یک سقف و یا درب تابوت ها حک شده باشد، در این مورد قطعا به معنی تثلیث است.
مثلث بعضا نشانه راه زنان و ارامنه می باشد. از همین رو، بیشتر وقت ما با 3 قبر مواجه می شویم که یکی واقعی و دو تای دیگر قلابی است. با دقت در این سمبل ها، متوجه می شوید که یکی از این سه مورد از دو تای بعدی متفاوت کار شده است. با بررسی دقیق منطقه، همچنانکه در مزار «سه کولی » بود، سه عدد قبر، سه تل خاک و یا سه برآمدگی خود به خود دیده خواهد شد.
در اینجا به یک نکته اشاره می کنیم، این سه نقطه صرفا نشانه سه مزار نیست، ممکن است علامت وجود سه عدد درخت بلند گلابی وحشی و یا درخت عرعر و یا سه تپه کوچک نیز باشد. خلاصه مطلب اینکه، بایستی در اطراف به دنبال سه نوع موجود گشته و از بین آنها گزینه درست را تشخیص دهید.
چیزی که در اینجا اصل می باشد، مثلثی است با سه نقطه کنده شده )شکل b(. این حاکی از سه قبر است. این موضوع که در همه آنها و یا یکی از آنها پول وجود داشته باشد، با بررسی بسیار موشکافانه علامت قابل کشف است. بدون پیدا کردن یک مزار دو تای دیگر به سختی پیدا می شوند. اندازه آنها مهم است. اگر هر طرف مثلث با هم برابر باشند، مزارها از هم به یک فاصله قرار دارند.
همچنانکه مثلث مذکور می تواند با استفاده از چند خط بر روی صخره ها کنده کاری شده باشد، در عین حال ممکن است با سه عدد اسکنه نیز ترسیم شود. در این صورت خبر اسکنه نشانه وجود یک مزار و یا دفینه می باشد.
اکنون به نکته مهمی در ارتباط با کنده کاری های مثلثی می پردازیم؛ اگر در منطق های که سه عدد کنده کاری شده به دنبال سه قبر گشته و قادر هستيد جای این مزارها را به شکلی تثبیت و مشخص نمایید، در این صورت نباید به حفر مزارهایی که از نظر قانونی منع شده اند اقدام کنید. در مقابل اگر این سه قبر با اسکنه بر روی سنگ یا صخره حکاکی شده و در حال حاضر موجود باشند، به احتمال زیاد در آنجا در کنار سه کنده کاری مورد چهارمی نیز وجود خواهد داشت که آن هم خود سمبل وجود یک اتاق(خانه) می باشد./ علی عزیزیان

قفل و کلید در دفینه یابی

کلید:
کلید سمبل تبدیل حادثه مشخصی به انواع دیگر است، یا اینکه علامتی از وقوع به رموز حادثه و یا جای مخفی شده می باشد. سمبل کلید رمز از بعضی از ناشناخته گشوده، روشن و شفاف می سازد. مانند کلمه عبور و یا کلید جواب….
از آنجا که کلید یک سمبل مذکر به شمار می رود، همیشه نقش فعالی را بازی کرده و سمبل نقطه ورود و یا کاری است که برای اولین بار انجام می شود. در نهایت کلید سمبل اقتدار و تملک است. کلید مورد نظر ما در صنعت گنج یابی نیز نه برای گشودن در، بلکه بر عکس اشاره و علامتی برای کشف نشانه بعدی گنج است، یعنی کلید علامت ماقبل آخر در این حرفه است.

قفل:
در زمان توضیح موضوع کلید، گفتیم که این می تواند به عنوان یک عنصر دانایی تفسیر گردد. قفل و کلید در عنصر نزدیک به هم بوده و در سیستم سمبل كي ما از اهمیت بالایی برخوردارند. تصویر یک کلید تنها، حاکی از نزدیکی هدف بوده، در عین حال سمبل زمان استفاده از قدرت نبوغ و دانایی برای گشت و کاو محیط اطراف است.
همچنانکه کلید به معنای نزدیکی زیاد هدف به شما و یا حتی قرار داشتن آن دقیقا در محل استقرار شماست، از طرف دیگر نشان دهنده لزوم دقت بالا و بصیرت نیز می باشد. زیرا اگر بر روی قفل کلیدی نباشد نشان از وجود یک مانع داشته و این برای شما به منزله علامت هشدار است. هشداری که گفتیم لزوما به منزله وجود یک خطر نیست. فقط قصدمان از هشدار وجود یک مانع بر سر راه مان است. برای مثال، احتمالا دفینه در داخل یک صخره و یا سنگی با شکل متفاوت جاگذاری شده و نقطه مورد نظر با استفاده از ساروج به طور کامل از چشمان ما دور نگه داشته می شود. قفل اگر به مفهوم وجود امانتی در داخل یک اتاقک بوده باشد، باید آن را با همان کار گردش در ذهن خود متصور شویم. زیرا مکانیزم کار قفل با حرکت کلید به طرفین راست و چپ عملی می شود. معمولا سمت راست برای بستن و چرخش به چپ برای باز کردن به کار میرود. در این صورت پس از ورود به اتاق باید در طرف چپ به دنبال یک اتاقک و یا در سمت چپ اتاق به دنبال یک محل اختفا گشت.
اگر بر روی قفل کلیدی نباشد، قطعا مانعی در کار است و این به منزله هشداری برای شماست. همچنانکه در علامت پاها بیان شد، بایستی در محل پیدا شدن قفل ایستاده و در اطراف به دنبال یک مدخل بگردید. شکستن سنگ قفل طبق گفته بعضی ها و یا جستجو در بالا و پایین آن برای پیدا کردن چیزی به طور کامل خلاف منطق این کار است. قفل در عین حال سمبل گذر از این دنیا به دنیای بعدی است. در اطراف چنین سمبلی می توان یکی از علامت های را در آن اطراف پیدا کرد. این سمبل را می توان به عنوان توقف و تامل تفسیر نمود.
به نکته ای در مورد قفل اشاره می کنیم: بر روی سنگی در نزدیکی محل کشف آن تصویر نقشه جغرافیایی منطقه توسط کاوشگران گنج کشف شد. چنین برداشت شد که این نقشه باید بعد از پیدا شدن گنج مورد مطالعه قرار گیرد و حقیقت این امر نیز بعد از تحقیقات انجام شده معلوم شد. این نقشه خبر از یک دست لوازم مخفی می داد. به طور قطع نمی توان گفت که جنس آن از طلا، نقره و … است، شاید دفینه ارامنه و یا راهزنان بوده باشد. در هر دو صورت نیز به معنی یک دفینه مخفی است./ علی عزیزیان

علامت تاج در دفینه یابی

تاج همیشه سمبل قدرت و حاکمیت یک حاکم است. این سمبل برای مسیحیان، نشانه حاکمیت و احتشام واپسین بوده و آن را نیز با پسر خدا عیسی توصیف می کنند. به نظر مسیحیان، برای مدت زمانی با تاجی بر سر بازگشته و شاه شاهان و سرور سروران خواهد شد. در سیستم جستجوی گنج نیز تاج اهمیتی بسزا دارد. هرگز در یک سنگ قبر معمولی به نقشی از تاج برنمی خوریم. در گورستان های بزرگ تنها یک مورد و آن هم در منطقه ای کهب یشتر از جاهای دیگر اهمیت داشته باشد، قابل کشف است. در مزارهای تابوت دار و یا در قبر یک کشیش منصب دار نیز می توان آن را دید. این موضوع نیز اولا بر منصب فرد آرمیده، ثانیا بر درجه دینی آن شخص دلالت می کند.
اگر توجه کرده باشید، تصاویر تاج در هر کجایی که بوده باشند، زمان حکاکی آن بر روی مزار در بالاترین نقطه به یک حلقه دایره ختم می شود. اگر چنین چیزی وجود داشت، آنجا محل یک تومولوس است.
افراد زیادی در مراجعات خود این سوال را می پرسند: «فرض کنیم که مفهوم علامت را کامل فهمیدیم، جهت و مسافت آن چگونه معلوم می شود؟ » حالا در اینجا با استفاده از شکل تاجی که آورده ایم، جهت و محل اموال مربوط به فرد صاحب تاج را نمیتوان استنباط کرد. این کار تنها با بررسی هایی که در اراضی اطراف انجام می شود قابل فهم است، یا اینکه می توان با لوازم و دستگاه های فلزیاب آن را کشف کرد.
علاوه بر این اگر در کنار این علامت، علامت دومی نیز بوده باشد، باید توسط یک فرد خبره مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد. اینگونه سمبل های حاشیه ای از عناصر تعیین کننده جهت و مسافت در عملیات جستجو هستند./ علی عزیزیان

گروه سه تایی:

http://s8.picofile.com/file/8302533600/3951.JPG

همانطور که قبلا در توضیحات به سمبل های زیادی اشاره کردیم، نمادهای زیادی که از دوران باستان به روزگار ما رسیده اند، عناصر غیرقابل اجتناب و زینتی کلیساها، معابد، خانه ها و مخصوصا لوازم قبور بوده اند. به همین دلیل بیشتر سمبل هایی که قصد توضیح و تفسیرشان را داریم، علایمی هستند که افراد خبره و به اصطلاح «گرگ »های صنعت گنج یابی که عمرشان را در این راه گذاشته اند، مورد تایید قرار داده اند. بعضی از این دیدگاه ها نیز اشتباه و نادرست هستند. حالا بیایید ببینیم که این نوع علامت گروه سه تایی به چه معناست و در داخل یک سیستم به چه علت از آن استفاده شده است. با اطلاعاتی که از توضیحات روشن کننده این علایم به دست می آورید خودتان به تنهایی و یا در کنار دیگرانی که به صورت بی خودی و بی جهت وقت خود را صرف امور غیرضروری نخواهید کرد. اکنون انسان هایی که به این باورها منسوب باشند، به طور طبیعی همانگونه که از خدا طلب می کنند، به همان ترتیب نیز از به اصطلاح فرزند خدا و حضرت جبرییل در شرایط مختلف طلب استمداد کرده و به آنها تقدس خواهند داد. به همین سبب، با حکاکی سمبل ها و اشکال این سه گانگی در معابد، کلیساها و خانه ها و مخصوصا بر روی سنگ قبرها آرزوها خواهند کرد که این ارتباط تا ابد برایش باقی و محفوظ بماند. مفهوم سه بیضی هم که در بالا آورده ایم، چیزی غیر از این توضیحات که دادیم نمی باشد. در تصدیق تمامی این توضیحات، این علامت سمبل یک گنج نیست؛ به احتمال زیاد سمبل مردی است که در زیر تابوت آرمیده است

خاکستر

خاکستر نماد یک «پایان » است. ماده ای است ماندگار و ابدی. تا ابد می ماند و ساختاری است که تا ابد هیچ نوع ترکیب دیگری به خود نمی گیرد.
خاکستر از این لحاظ، قسمتی است که بعد از سوختن بدن یعنی خاموش شدن خصوصیات حیاتی انسان از آن به جای می ماند. از نظر مادی این عنصر دیگر هیچ ارزشی ندارد. زندگی با رنگ سفید و مرگ با رنگ سیاه تمثیل می شود. در حالی که زندگی انسان با رنگ سفید تمثیل شده، مرگ با رنگ سیاه خود بر روی سفید حیات می نشیند و فرهنگ های باستان خود را در ساختار مزارها نشان داده و به کار گرفته است. در این تفکرات که قصد انعکاس آنها را داریم، بعد از خاکسپاری مستقیم جسد همراه بوده، گاهی نیز با قرار دادن یک سنگ پوشاننده بر روی جسد روی می داد. بعد از آن هم بر روی طبقه فوقانی خاکستر موادی که برای سوزاندن جسد به کار رفته پاشیده می شد. سپس بر روی لایه نازک یک میلی متری شن نرم، لایه ای از سیلیس سفید و یا آهک که نماینده زندگی مابعد بود پخش می شد. در قبر نیز بر روی لایه نزدیک به
سطح، سنگ و خاک طبیعی ریخته شده و قبر را شکل می داد. ثروتمندان و خانواده Frig که در شهر پادشاه زندگی کرده بودند، بعد از مرگ در تومولوس هایی که اتاق های مزاری پوشیده با ریشه های درختان سدر و عرعر را در خود جای داده بودند، دفن می شدند. ساختار چوبی این اتاق ها حاکی از یک تکنیک پیشرفته می باشد. در اکثر مواقع، چاله های وسیع و درازی در زمین کنده شده، در داخلش اتاقک هایی از چوب ساخته می شود و اطرافش با قلوه سنگ پر می شد. بعد از قرار گرفتن جسد در اتاقک چوبی و قرار دادن هدایای مرده، بر روی اتاقک سقف زده شده و بر روی آن نیز از سنگ پر میشد. بر روی آن نیز خاک و یا خاک رس انباشته شد، تل خاكي Tumulus ساخته می شد.
ارزش و تنوع هدایایی که همراه مرده در تومولوسهایی که تعدادشان به 100 نزدیک بوده و تا کنون 20 عدد از آنها حفاری شده، نشان از اهمیت فرد مرده دارد.
اجساد در دوره های اولیه بدون سوختن و در دوره های بعدی پس از سوزانده شدن به صورت خاکستر در ظرفهای مخصوص به نام Urne درتل خاكي ها قرار می گرفتند.
خاکستر در بسیاری از مدنیت ها نماینده تصویری ابدی از روح است. از این زاویه، در جاهای مختلفی از ايران به ویژه در جاهایی که اجساد سوزانده می شدند، بخشی یا تمام خاکستر مرده در داخل یک سنگ قبر کوچک، یا یک گلدان و یا در مورد انسان فقیر در داخل یک کوزه نگهداری می شد.
جستجوگران گنج و یا به عبارت دیگر انسان هایی که در محیط روستایی زندگی می کنند، زمانی که به هر نحو از زیر خاک کوزه ای را بیرون می کشند، با خاکستری در داخل آن مواجه می گردند. این یک اتفاق رایج است و گاهی نیز افراد حکایت هایی را منتسب به پدران و اجداد خود از این کوز هها نقل می کنند. چنین نقل می کنند که خاکستر این کوزه ها را به هوا پخش کرده و بعدها فهمیده اند که اين خاكستر گرد طلا بوده است. لکن تمام حادثه غیر از چیزی که در بالا ذکر شد نبوده است.

سنگهای عمود

http://s9.picofile.com/file/8302310584/amod951.JPG

سنگ عنصری مهم در هنر روم و یونان می باشد. رومیان و یونانی ها بر روی این سنگ ها که به شکل ستون ها، صخره ها، سنگ قبرها و … پاره ای از سمبل ها و اشکال را که مفاهیم مورد نظرشان را در خود جای می دادند، حک کرده اند. این کار به طور ماهرانه و با اصول زیبایی شناختی انجام شده و هیچ خط و نقطه ای بی جا قرار نگرفته است. در هنر مجسمه تراشی هر نقطه از بدن محصول یک تفکر بوده و در هر عضوی از بدن مفهومی گنجانده شده است.
تمام این سنگ هایی که همچون ستون از خاک به سمت آسمان نهاده شده اند، در اسطوره های زیادی به عنوان موجودی که طالب احترام است بیان شده و همواره مقدس شمرده شده است. هر یک از این سنگ ها که به یک شکل حکاکی شده، بر رویش نوشته شده و نقاشی شده اند، گویی رابطه ای تنگاتنگ با روح داشته و به طور کلی یکی از اجزای غیرقابل اجتناب اماکن مقدس محسوب می شدند. سنگ های برافراشته با حالت عمود خود از خاک به آسمان از منظر دینی صعود و نزول و از دیدگاه فلسفی نیز هستی و نیستی را با تمام مفاهیم در سینه خود گنجانده است. زیرا این سنگ های افراشته که نماد تقدس محسوب می شوند، تنها به عنوان سنگ طبیعی موجود در طبیعت نگریسته نمی شوند. به همین ترتیب، سنگ همانگونه که از آسمان به زمین آمده، به همان گونه نیز به سمت آسمان سربرافراشته است. درست به همان شکلی که بنی آدم از خداوند آمده و به او نیز برمیگردد…
علاوه بر این ، سنگ هایی هم که در زمان فرود از آسمان در خاک فرو رفته اند، مفهوم تولد و تناسل را به همراه دارند. باز از این منظر، آنهایی که به طور مکعب برافراشته شده اند ماده، و آنهایی که به صورت مخروط هستند نر را تمثیل می کنند. انسانهای دوران باستان محرابهای خود را از سنگ می ساخته اند. به اعتقاد آنها سنگ محراب جایی بود که خدا می ایستاد و منتظر شده، عهد و پیمان ها را قبول میکرد. بعدها همین اعتقاد، به شکل مشابهی وارد مسیحیت نیز شده و در ساختمان کلیسا خود را بروز داده است. سنگ قفل که در قبه های اصلی کلیسا دیده می شود سمبلی از حضرت عیسی است. سنگ های زیرین دیگر هم که معمولا 12 عدد می باشد، نمادی از دوازده حواریون می باشد./ علی عزیزیان