همه چیز درباره فلزیاب

با توجه به اینکه درباره دستگاه فلزياب به زبان فارسي در اينترنت يا مجلات داخلي چيزي پيدا نمي كنيد و اگر هم چيزي باشد متعلق به شركت ها يا افرادي است كه از فروش فلزياب فايده مي برند بازار شايعات و دروغ و كلاهبرداري داغ است و شما هرگاه جنسي را خريديد و آن را امتحان كرديد تازه به معايب يا محاسن آن آگاه مي شويد من بعد از تجربه و آزمايش فلزياب هاي مختلف و تحقيق علمي و عملي درباره آنها اين مطالب را به زبان ساده و بدون استفاده از اصطلاحات و لغات فني مربوطه تهیه کردم تا قابل استفاده براي همه باشد.

فلزياب چيست؟

دستگاه فلزياب وسيله ايست براي پيدا كردن اجسام فلزي مخفي شده درون زمين ديوار يا مواد ديگر.

فلزياب چگونه كار مي كند؟

دستگاه فلزياب يك ميدان مغناطيسي در اطراف ديسك جستجوگر خود ايجاد مي كند. در زماني كه جسم فلزي در محدوده ميدان مغناطيسي قرار گيرد شدت ميدان مغناطيسي تغيير يافته ودستگاه فلزياب با احساس اين تغييرات متوجه وجود فلز در اطراف ديسك خود مي شود و آنرا آشكار مي كند. هر چه شدت ميدان مغناطيسي توليد شده توسط دستگاه بيشتر باشد عمق كشف فلز بيشتر خواهد شد. لازم به ذكر است كه عمق كاوش توسط فلزياب با توجه به جنس فلز اندازه و شكل فلز تغيير مي كند(كمتر يا بيشتر مي شود)

انواع معمول فلزياب:

۱- فلزياب هاي تفريحي:(VLF)
اين نوع فلزياب ها معمولا خيلي سبك و كم حجم بوده و ديسك آنها كوچك(ديسك استاندارد آنها ۲۵ سانتي متر)است وعمق كاوش فلز آنها نيز معمولا كمتر از يك متر است. يعني اين كه يك فلز مربع شكل به اندازه ۱متر در ۱متر را حداكثر از فاصله يك متري مي توانند پيدا كند. فلزياب هاي تفريحي براي كشف فلزات در سطح خاك طراحي شده اند. اين نوع فلزياب ها داراي صفحه نمايشگري ديجيتالي و پيشرفته هستند. فلزياب هاي تفريحي كه داراي نمايشگر ديجيتالي مي باشند قدرت تفكيكي برابر با ۸۰ درصد دارند. يعني فقط مي توانند فلزات آهني را از فلزات غيرآهني با دقت ۸۰ درصد جدا كنند.

۲- فلزياب هاي حرفه اي:(PI)
فلزياب هاي حرفه اي داراي قدرت بسيار بيشتري نسبت به ديگر فلزياب ها هستند. فلزياب هاي حرفه اي داراي وزن سنگيني هستند زيرا در آنها به دليل مصرف زياد برق از باتري هاي اسيدي شبيه موتورسيكلت استفاده شده. و معمولا خود دستگاه يا باتري آنها يا هر دوي آنها به كمر شخص بسته مي شود. فلزياب هاي حرفه اي قدرت تفكيك ندارند و نمي توانند فلزات آهني را از غير آهني جدا كنند و هر فلز يا آلياژي را ببينند آشكار مي كنند. فلزياب هاي حرفه اي صفحه نمايشگر يا مانيتور ندارند و بسيار ساده مي باشند.

۳- فلزياب هاي صنعتي:
از فلزياب هاي صنعتي در صنايع مختلف مانند فرش ماشيني-چوب بري و صنايع بسته بندي و كارخانه جات استفاده مي شود.

۴- فلزياب هاي فرستنده وگيرنده:(TR)
فلزياب هاي فرستنده – گيرنده از يك ديسك فرستنده در جلو و يك ديسك گيرنده در عقب دستگاه كه معمولا به شكل مربع هستند تشكيل شده اند. اين نوع فلزياب ها قدرت تفكيك ندارند و فقط براي كشف فلزات بزرگ مانند لوله هاي آب و توده هاي بزرگ فلزي طراحي شده اند و به آنها گاهي انبوه ياب گفته مي شود. كار كردن با اين فلزياب ها مشكل بوده و به دليل دشوار بودن تنظيمدستگاه- خطاي زياد – گم كردن هدف – خطا در تعيين محل دقيق فلز – از استقبال عمومي برخوردار نبوده.

اخطار:

ازآنجايي كه فلزياب در كشور ما صنعتي تازه و بي سابقه است و اخبار و اطلاعات فني درباره آن كم مي باشد به همين دليل اكثر خريداران اطلاع كافي از سيستم هاي مختلف و كارايي آنها را ندارند و اين مشكل زمينه سواستفاده و كلاه برداري بعضي شركتها را فراهم كرده بطوريكه در چند سال اخير مشاهده شده دستگاه هايي مانند ولت متر – مولتي متر- فركانس متر- تستركابل و غيره را با تهيه كاتالوگهاي دروغي و جعلي با عنوان فلزياب و معدن ياب به افراد مختلف فروخته اند. در زير نام بعضي از آنها را ذكر مي كنم. بسيار مراقب باشيد.

نام دستگاه هاي دروغي وبي ربط وبي فايده كه با نام فلزياب در بازار موجود است:

۱- ليزراسكن:
ليزراسكن دستگاهي است كه با ارسال امواج ماورابنفش به صورت نقطه اي اختلاف دماي سطحي اجسام را اندازه مي گيرد و اعداد و ارقامي كه نشان مي دهد نسبي است و بسته به شرايط زماني و محيطي متغير است. اين وسيله جهت بعضي كارهاي مهندسي و نقشه كشي و آزمايشگاهي كاربرد دارد وهرگز ليزر اسكن يك فلزياب نيست.

۲-سيستم هاي آنتني:(LDL)(LRL)
اين دستگاه ها شامل دو عدد سيم ال شكل مي باشند كه به آنها آنتن مي گويند.اين نوع دستگاه يك دروغ محض است و قسمت الكترونيكي آن كاري انجام نمي دهد. تمامي كساني كه سيستم آنتني خريده اند از خريد خود پشيمان شده اند. هرگز سيستم آنتني يك فلزياب نيست و هيچ چيزي را پيدا نمي كند.

۳- سيستم دوربيني:
برخي شركت هاي كلاهبردار دوربين هاي هندي كم كه داراي فيلتر مادون قرمز مي باشند را به اسم فلزياب به مردم مي فروشند. هرگز فلزياب دوربيني وجود ندارد و من تا كنون چند نمونه از اين دوربين ها را ديده ام كه همگي كلاه برداري و دروغ محض بوده است.

۴- فلزيابي از راه دور:
هنوز دستگاهي كه بتواند از راه دورفلز را پيدا كند ساخته نشده و وجود ندارد. بنابراين: هرگز فلزياب از راه دور وجود ندارد ولي چند نمونه دروغي و كلاهبرداري در بازار موجود است كه من همه آنها را آزمايش كرده ام و به شما تضمين مي دهم كه هيچ كاري انجام نمي دهند.

۵- فلزياب تصويري:
بطور كلي فلزيابي كه بتواند تصويري از فلز مدفون شده نمايش دهد وجود ندارد(اگر چه با بهره گيري ازبعضي فن آوريهاي پيشرفته مانند اولتراسونيك و رادار امكان پذير است اما بسيار پر هزينه) ولي بعضي از افراد و شركت ها فلزياب هايي را كه نمايشگر ال سي دي دارند را به عنوان فلزياب تصويري معرفي كرده اند. در اين دستگاه ها بعضي از علايم مانند وضعيت شارژ باتري – وضعيت تنظيم و غيره روي صفحه نمايش داده مي شود و در معدودي از فلزياب هاي تفريحي فلزات كوچك تا عمق ۱۲ اينچ(۳۰ سانتي متر) بسته به شكلي كه دارند به صورت علامت مربع يا دايره يا خط نشان داده مي شوند كه البته نمايش اين علايم نيز با خطاي زيادي همراه است.

چند نكته:

تفكيك در دستگاه هاي فلزياب:
به امكان تشخيص جنس فلز بوسيله فلزياب تفكيك گفته مي شود.
اما ببينيم يك فلزياب پيشرفته چه جنس فلزي را تفكيك مي كند:
گروه اول فلزاتي كه خاصيت مغناطيس شونده دارند مانند آهن – فولاد -چدن. كه بطور كل به اين گروه فلزات آهني مي گويند.
گروه دوم فلزاتي كه خاصيت مغناطيس شونده ندارند و غير الكترومغناطيس هستند مانند سرب – قلع – نقره – مس – طلا – برنز – برنج – آلومينيوم-مفرغ كه بطور كل به اين گروه فلزات غير آهني مي گويند.
توجه:
يك فلزياب داراي قدرت تفكيك فقط مي تواند بگويد فلز زير خاك آهن است يا غير آهن آن هم با دقت ۸۰ درصد يك فلزياب داراي قدرت تفكيك حتي نوع پيشرفته آن نمي تواند بگويد فلز زير خاك طلا يا نقره است پس فريب تبليغات را نخوريد.
عمق كاوش:
عمق كاوش مهمترين نگراني استفاده كنندگان از دستگاه فلزياب است بطور كلي عمق كاوش به عوامل مختلفي بستگي دارد كه مهمترين آنها عبارتند از :
۱- قدرت دستگاه – كه به نوع دستگاه و مدار الكترونيك آن بستگي دارد.
۲- اندازه فلز- هر چه فلز بزرگتر باشد در عمق بيشتري قابل كشف است.
۳- جنس فلز- حساسيت دستگاه ها نسبت به فلزات مختلف متفاوت است بطوريكه مقدار مشخصي از چند فلز مختلف در عمق هاي متفاوتي قابل كشف است.( بطور مثال : اگر در کاتولوگ دستگاهی ذکر شده باشد که عمق کاوش ۳ متر است این به آن معناست که فلزات آهنی را حداکثر تا عمق ۳ متر می یابد و فلزاتی همچون طلا و نقره با همان ابعاد را حداکثر تا عمق ۱ متر می یابد.)
۴- تكنولوژي ساخت و جنس سيم پيچ ديسك جستجوگر- در ساخت ديسك هاي فلزياب از فنون و آلياژهاي مختلفي استفاده مي شود بعضي از ديسك هاي جديد عمق كاوش را تا ۳۰ درصد افزايش مي دهند.
۵- شكل فلز- عمق كاوش براي اشكال مختلف اجسام فرق مي كند.
۶- جنس زمين و خاك – در زمين هاي سنگي و سنگلاخي عمق كاوش كمتر است.

اگر قصد خريد فلزياب را داريد توصيه هاي زير را جدي بگيريد:

۱- قبل از خريد هر دستگاهي نسبت به سيستمهاي مختلف و كارايي آنها از منابع مختلف و بيطرف اطلاعات لازم را كسب كنيد.
۲- فلزياب را فقط با امتحان و آزمايش بر روي زمين(خاك) خريداري كنيد.
۳- قبل از خريد دستگاه از گارانتي و خدمات پس از فروش آن اطمينان حاصل كنيد.
۴- از شركت هاي باسابقه و معتبر خريد كنيد.
۵- از خريد دستگاه هاي بدون شماره سريال و فاقد برچسب و كارت خوداري كنيد.
۶- قبل از خريد با افراد متخصص و باتجربه و شركت هاي مطرح در عرضه فلزياب مشورت كنيد.
۷- فريب ظاهر يا كاتالوگ يا مدل- خارجي يا ايراني بودن فلزياب را نخوريد و قبل از هر چيز بسيار تحقيق كنيد.
۸- براي كارها و مكان هاي مختلف نوع فلزياب فرق مي كند فلزياب هاي مخصوص گنج يابي يا عتيقه وآثارباستاني با فلزياب هاي مخصوص مين يابي و مناطق جنگي يا معدن يابي و غيره فرق مي كند. پس قبل از هر چيز ببينيد براي چه كاري و كجا مي خواهيد از فلزياب استفاده كنيد بعد متناسب با آن فلزياب بخريد.

کاوشهای باستان شناسی در شهر باستانی هگمتانه۱۳۶۲-۱۳۶۹

ارسال شده در: اماکن و مناطق باستانی | 2

  در حدود ۳۸۵ كيلومتري غرب شهر تهران و در دامنه رشته كوههاي مرتفع الوند شهر همدان قراردارد. ارتفاع آن از سطح دريا ۱۸۱۳ متر مي باشد . شهر همدان بين مدار ۲۵-۳۳ درجه و ۴۵-۵۵ دقيقه عرض شمالي و ۴۷-۴۹ درجه و ۳۴-۳۶ دقيقه طول شرقي نصف النهارگرينويچ واقع است ارتفاع بلندترين قله آن موسوم به الوندكه در۱۸كيلومتري جنوب شهر همدان مي باشدداراي ۳۸۷۴ متراست و رودخانه مهمي مثل خاكسور، قره چاي ، همه كسي و سيمينه رود از دامنه اين كوهستان جاريست .

 تپه هگمتانه به صورت بيضي شكل در مركز شهر همدان ديده مي شود . خيابان اكباتان كه از ميدان امام آغازمي شود تپه را در جهت شمال – جنوب به دو قسمت شرقي و غربي تقسيم مي كند . و پس از رسيدن به ميدان هفت تير به طرف غرب بلوار علويان كشيده شده كه تا ميدان عين القضاه ادامه يافته و مجددا” تپه را به دو قسمت شمالي ، جنوبي تقسيم مي كند . از خيابان شهداء ( شورين سابق ) در منطقه جنوب شرقي تپه هگمتانه اخيرا” بلواري بنام هگمتانه كشيده شده كه اين بلوار دامنه شرقي تپه هگمتانه را به طرف شمال تا ميدان هگمتانه دور زده و از آنجا به بلوار علويان به صورت يك بلوار كمربندي متصل مي شود و قراراست اين بلوار محوطه جنوب غربي تپه هگمتانه را دور زده و از آنجا به خيابان اكباتان متصل شود .

  هر چند محدوده فعلي تپه هگمتانه حدود ۲۵ هكتار مي باشد ولي بنظر مي رسد كه هنوز بقاياي بيشتري از تپه باستاني هگمتانه در زير شهر جديد همدان مدفون باشد .

 ارزش و  اهميت  تپه هگمتانه  از آنجا  ناشي مي شود كه احتمال وجود شهر گمشده باستاني (( هگمتانه ) ) يا (( اكباتانا )) مركز حكومت كشور ماد در درون آن مي رود . قوم ماد كه از حدود اواسط قرن ۸ قبل از ميلاد قدرت سياسي را در محدوده غربي ايران به دست گرفته بود بنا به روايت تاريخ تا روي كار آمدن سلسه هخامنشيان در حدود  ۵۲۰  قبل  از ميلاد بر سر قدرت  باقي مي ماند . در طول  اين مدت كه دو  قرن طول  مي كشد  پادشاهي  چون  دياكو  (  ۶۷۵-۷۲۸ قبل از ميلاد  )  ،  فري ورنيش  ( ۶۵۳-۶۷۵ قبل از ميلاد ) ، كياكسار ( ۵۸۵-۶۲۵ ق. م ) و ازدهاك ( ۵۵۰ – ۵۸۵ قبل از ميلاد ) در اين منطقه حكومت كردند .

  معروفترين  و  مهمترين  پادشاه  مادها  كياكسار  بود كه با كمك  بابليها  توانست  بر پادشاه آشور (( سين شاريشكون – ساراك ))  غلبه نموده و  بعد از تصرف  نينوا دولت آشور را كه در آن زمان بزرگترين قدرت منطقه محسوب مي شد منقرض نمايد .

   برطبق روايت هرودوت هاكيناوناسي مورخ يوناني ، بينانگذار سلسه ماد ، (( دياكو )) بوده و بنا به دستور وي شهر (( هگمتانه ))  ( بمعني محل تجمع )  احداث  و  به صورت  پايتخت كشور  ماد در آمد. اين شهر داراي عظمت و شكوه فراوان بوده و نه تنها در دوره ماد بلكه در دوره هخامنشيان نيز به عنوان پايتخت ، آن هم پايتخت تابستاني ، بعد از شهرهاي  شوش و تخت جمشيد  انتخاب  شد .

   اسكندر  مقدوني  بعد از تصرف  شهرهاي اخير  الذكر شهر هگمتانه  را  نيز  به  تصرف  خود درآورد گويا در هنگام حضور وي در پايتخت مادها و هخامنشيان يكي از سرداران معروف وي به نام هفايستيون فوت می کند.

 وي نيز دستور مي دهد تا آرامگاه مجللي  براي  وي  بسازند .  هر چند  تا  كنون  آرامگاه  وي  در همدان كشف نشده ولي وجود يك شير سنگي در ميدان سنگ شير همدان نشانگر استفاده از اين نوع مجسمه ها  در  مدخل  آرامگاه  سردار  يوناني  اسكندر مي باشد .

شهر هگمتانه نه تنها در ادوار ماد و هخامنشي و سلوكي مورد توجه خاص بوده بلكه در دوره هاي ديگر تاريخي ( پارتي ، ساساني ) و نيز در ادوار اسلامي بنا به نوشته هاي مورخين بيگانه و اسلامي به عنوان يكي از شهر هاي مهم ايران مطرح بوده است .

تعدادی از اشیاء کشف شده در شهر هگمتانه

سر گاو سفالی (هخامنشی)      ظروف شیشه ای (پارتی)

پیه سوز با لعاب (ساسانی)             مهر سنگی (ماد)

اسکلت (هزاره دوم قبل از میلاد)          کاسه سفالی (اسلامی)

کتیبه با خط پهلوی(اشکانی) سنگ قبر با خط کوفی(سلجوقی)

تاریخ و تمدن مازندران

ارسال شده در: اماکن و مناطق باستانی | 2

پيش از ورود آرياييان به ايران و مازندران مردم بومي اين منطقه از راه شكار و گله داري امرار معاش مي كردند . مطالعات باستان شناسي در غارهاي كمر بند و هوتر بهشهر حضور انسان در مازندران را به حدود ۹۵۰۰ پيش از ميلاد مي رساند. آريايي نژادان مهاجرت خود را از سرزمين هاي شمالي شرقي و مرزهاي كنوني ايران در حدود هزاره سوم پيش از ميلاد آغاز كردند با بوميان در آميختند يا بر آنان فائق آمدند.مازندران كنوني بخشي از سرزمين گسترده تري است كه در متون تاريخ از آن با نام« فرشوارگر» و « پتيسخوارگر» ياد كرده اند. محققان ، مازندران و گيلان را به سبب هم جواري و نيز به سبب اوضاع طبيعي و جغرافيايي مشابه، عموما” با هم مي برند. و همه مناطقي كه در جنونب درياي مازندران و ميان آذربايجان و خراسان قرار دارند را يك ناحيه مي دانند. از اين حدود در زمان هخامنشيان در كتيبه بيستون نام پتشواريش ضبط شده است. طبري ها و مردها تيره هاي ساكن اين ناحيه همواره به عنوان بهترين تيراندازان، كمان داران، فلاخن اندازان، شمشير زنان، و زوبين اندازان در جنگ هاي شاهان هخامنشي با دولت هاي ديگر معرفي مي شوند.
طبري ها و مردها در جنگ داريوش سوم با اسكندر مقدوني در « گوگمل » حضور چشمگيري داشتند و مسئول نگاهباني شاهنشاه و خاندان او بودند اسكندر فاتح ايران نتوانست از طريق جنگ طبرستان را تسخير كند.طبرستان به علت وضعيت خاص اقليمي از ايام باستان جايگاه و پايگاه اقوام خاندان هاي حاكم بود. نخستين كسي كه در نوشته هاي مورخان به عنوان حاكم شهرستان طبرستان از او ياد شده اتوفرادات يا فرهاد پارتي است. طبرستان به علت نزديكي با سرزمين و دولت پارت تا انقراض اشكانيان عملا” زير استيلاي دولت اشكاني قرار داشت. در زمان دولت ساساني نيز شاهنشاهي اين ناحيه به فرمان يك شاه بود. چنانچه وقتي اردشير بابكان به تخت نشست اداره اين قسمت از ايران به دست « گشنسف شاه » يا « جسنسف شاه » بود.
واژه مازندران كه از نظر جغرافيايي بخش بزرگي از طبرستان بوده است، در حوالي سده هفتم ه .ق جانشين نام طبرستان شد.

عده ای از مورخان و نویسندگان، ریشه واژه مازندران را از كلمه “ماز” به معنی “دژ” می دانند. در تاریخ آمده كه مردم به فرمان “مازیار پسر قارن” سردار معروف طبرستان، برای جلوگیری از نفوذ اعراب در نقاط حساس این منطقه به احداث دژ پرداختند و مازندران را به صورت “ماز” + “اندرآن” به معنی “دژ در آن” می شناختند. حجازی كناری می نویسد: بعید نیست كه مازندران، محل سكونت آریایی های مهاجر، نام خود را از خدای خود “ایندر” گرفته باشد. در این صورت مازندران از دو جزء “ماز” و “ایندر” تشكیل می شود. “ماز” به صورتهای مز، لها، مهی و مزی به معنی بزرگ، و ایندر (Indar)، نیز نام خدای آنان بود. مجموع این دو جزء “خدای بزرگ” و در تلفظ مازاندران یا مازندران “سرزمین خدایان” یا “سرزمین خدا” را افاده می كند.
برخی نیز نام مازندران را به شكل ماز + اندر + آن می‌دانند. ماز در زبان مازندرانی به زنبور عسل گفته می‌شود و كسانی كه این ریشه یابی را پذیرفته‌اند معنای مازندران را “جایی كه زنبور عسل در آن هست” می‌دانند.

سلسله هاي مشهوري كه اغلب همزمان سرزمين مازندران را در دوره اسلامي در اختيار داشتند با ذكر شاهان افراد شاخص و زمان حكومتشان عبارتند از :

۱- آل قارن از سال ۵۰ قبل از هجرت تا سال ۲۲۴ ه .ق. محدوده حكومت اين سلسله اغلب جبال مازندران بود و افراد شاخص آن عبارتند از : قارن پسر سوخرا، و نداد هرمز پسر سوخرا، مازيار پسر قارن.

۲-سلسله آل گاوباره از سال ۴۰ تا ۱۴۴ ه.ق. شاهان اين سلسه اغلب در دشت مازندران و گرگانحاكم بودند افراد مشهور آن عبارتند از : دابويه پسر گاوباره، سارويه پسر فرخان بزرگ، اسپهبد خورشيد پسر دازمهر( توضيح اينكه نام قديم شهر ساري ، همان سارويه بوده كه به فرمان فرخان بزرگ نام نهاده شد )

۳-شعبه ديگري از سلسله آل گاوباره با نام پادوسپانان كه قلمرو حكومتشان غرب مازندران و رويان ، نور، كجور، و لاريجان بود، از سال ۴۰ تا ۱۰۰۲ ه.ق ( عهد شاه عباس كبير صفوي ، نزديك به يكهزار سال ) پادشاهان مشهور اين سلسله پادوسپان اول پسر گاوباره، شهريار ابن پادوسپان، ملك بهمن پسر كيومرث بودند.

۴-پادشاهان باوند اسپهبدان از ۴۵ تا ۳۹۷ ه.ق. باونديان به سبب حكومت در جبال مازندران يعني قسمت هاي سواركوه و دودانگه كنوني ساري ( فريم) ملك جبال خوانده مي شدند. مشهور ترين ملوك اين سلسله «باو» نوه « كيوس» برادر انوشيروان ساساني ، اسپهيد شروين پسر سرخاب شهريار پسر شروين بودند.

۵-آل و شمگير يا ال زيار از سال۳۱۶ تا ۴۷۰ ه.ق. محدوده حكومت اين سلسله شرق مازندران بود و شاهان مشهور آن مرداويج پسر زيار، قابوس ابن وشمگير شمس المعالي، گيلانشاه پسر كيكاوس بودند.

۶-مرحله دوم حكومت باونديان موسوم به اسپهبدان باوند از ۴۶۶ تا ۶۰۶ ه.ق. اين سلسله بعد از تسلط بر آل زيار سرزمين طبرستان را متصرف شد. پادشاهان معروف آن اسپهبد حسام الدوله شهريار پسر قارن، شاه غازي رستم پسر الوله بودند.

۷-باونديه معروف به كينخواريه ( دوره سوم سلاطين آل باوند) از سال ۶۴۷ تا ۷۵۰ ه.ق. حكام اين سلسله بر نواحي آمل فرمانروايي داشتند و شاخص ترين آنها عبارتند از حسام الدوله اردشير ابوالملوك، تاج الدوله يزدجرد.

۸-نمايندگان خلفا از سال ۱۴۴ تا ۱۶۹ ه.ق. اعراب مداوم و بالا ستقلال نتوانستند به سراسر مازندران و طبرستان دست يابند و حكومتشان در مدت ۲۵ سال همواره با تعرضات و جنگ سلاطين محلي مواجه بود. از اين رو ناگزير به ساختن پادگان هاي نظامي در دشت مازندران پرداختند . شاخص ترين اين گروه از نمايندگان خلفا ابوالخصيب مرزوق سندي بود كه ساري به دست اوگشوده شد.

۹-سادات حسني و حسيني و مرعشيان بر خلاف نمايندگان خلفا مي خواستند مازندران را به قدرت شمشير خويش بگشايند از راه تبليغ دين و مذاهب تشيع توانستند در بين طبقات مردم اين سامان رسوخي عاطفي داشته باشند. تا اينكه پس از استقرار پايه هاي قدرت اقدام به خروج كردند و حدود ۷۵۰ سال در نواحي مختلف آمل، ساري، و جبال تسلط يافتند و فرمانروايان دودمان هاي محلي نيز به سبب علايق مذهبي وجود و تظاهر آنها را تحمل مي كردند مشهورترين اين سلسله از سادات مازندران عبارتند از حسن بني زيد ( داعي كبير) ناصر كبير ( ناصر الحق ) مير قوام الدين مرعشي ، سادات مرتضايي درهزار جريب.

۱۰-ديگر سلسله ها : در طول هزاره اول هجري هم زمان با حكومت دودمان متعددي كه از آن ها نام برده شد. دست اندازي هاي ديگري هم از سوي فرمانروايان نواحي ديگر ايران و خارج از ايران به مازندران به عمل آمد كه اهم آنها عبارتند از : طاهريان ، صفاريان، سامانيان، غزنويان، و همچنين تيموريان ، كه دوران تسلط و جنگ و گريزشان كوتاه بود.

۱۱-از دوره صفويه به بعد زمان حكومت ملوك الطوايفي در مازندران به سرآمد و اين سرزمين رسما” تابع حكومت مركزي ايران شد. شاهان سلسله هاي صفوي افشاري، زندي و قاجاري مازندران را به عنوان ايالتي از ايلات ايران در اختيار داشتند.